ارتباط با فرماندهی

مقاله

این مطلب ۱۴۲ بار خوانده شده

مصاحبه منتشر نشده امام خامنه‌اي با موضوع هنرو سينما‎ / جاذبه داشتن فيلم و پيام داشتن آن منافات ندارد

نسخه مناسب چاپ

مصاحبه منتشر نشده امام خامنه‌اي با موضوع هنرو سينما‎ /

 

جاذبه داشتن فيلم و پيام داشتن آن منافات ندارد

گفتگويي از آيت‌الله العظمي خامنه‌اي به عنوان ديباچه در شصمتين شماره مجله راه (ويژه جشنواره مردمي فيلم عمار) آورده شده است. اين گفت‌وگو در سال ۱۳۶۴ پيرامون مسايل هنر سينما در ايرانِ آن زمان است.

به گزارش پایگاهاطلاع رسانی سپاه امام رضا (علیه السلام)،  گفتگويي از آيت‌الله العظمي خامنه‌اي به عنوان ديباچه در شصمتين شماره مجله راه (ويژه جشنواره مردمي فيلم عمار) آورده شده است. اين گفت‌وگو در سال ۱۳۶۴ پيرامون مسايل هنر سينما در ايرانِ آن زمان است. متن اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد:

 

احترام به سينماي مطلوب

براي رسيدن به ايده‌آل‌هاي نظام جمهوري اسلامي، براي همه شعبه‌هاي فرهنگ به خصوص سينما در حد كارايي آنها به عنوان يك وسيله برتر ارزش فراوان قائليم؛ البته براي آن سينمايي كه مقصود مورد تصديق و تاييد اسلام و انقلاب را حاصل مي‌كند احترام قائليم؛ و براي آن سينمايي كه در جهت ضد اين مقصود حركت مي‌كند هيچ ارزشي قائل نيستيم. و در مورد فيلم‌هاي به اصطلاح خنثي بايد گفت چون كمتر مي‌شود فرض كرد كه يك فيلم هيچ پيامي نداشته باشد -ولو به صورت غيرمستقيم- آن هم حكمش همان است كه عرض شد. بنابراين سينما اگر سينماي مطلوب باشد، خيلي برايش ارزش قائليم.

 

محتواهاي جذاب

جاذبه در فيلم يك عنصر اصلي است؛ اگر فرض كنيم فيلمي برترين پيام ها را داشته باشد، اما جاذبه لازم را نداشته باشد، گويي هيچ كار انجام نشده است.

 

منتهي يك اشتباه در ذهن عده‌اي وجود دارد كه خوب است اين اشتباه را برطرف كنيم. بعضي خيال مي‌كنند اگر قرار شد پيام - در اينجا مقصود ما و آنچه به‌نظر ما محترم و ارزشمند است، پيام انقلاب اسلامي است - در يك فيلم باشد، اين فيلم بايد به همان اندازه پيه بي‌جاذبگي را به تنش بمالد! خيال كرده‌اند كه جاذبه داشتن يك فيلم و پيام داشتن آن منافات دارد. يعني اگر اسلامي و انقلابي نبود، حتما با جاذبه است! اين معادله درستي نيست. گاهي خود پيام جاذبه مي‌بخشد؛ يعني محتوا، تكنيك را تحت تاثير قرار مي دهد؛ يك محتواي خيلي خوب، ضعف تكنيك فيلم را هم گاهي اوقات مي پوشاند و بيننده حرفي را كه دوست مي دارد و چيزي را كه برايش دلنشين است مي‌گيرد و آنقدر برايش جالب و جاذب است كه حتي ضعف تكنيك را هم متوجه نيست.

 

بنابراين، آنچه در فيلم و سينما براي ما اصل، پيام است. يعني شما به عنوان يك فرد انقلابي اصلا چرا براي سينما كار مي‌كنيد؟ اگر چنانچه قرار باشد اين سينما محتواي انقلابي يا محتواي اسلامي نداشته باشد، باز هم براي سينما كار خواهيد كرد؟ روشن است كه نه. پس كسي كه با انقلاب همساز و همدل است، سينما را براي محتوايي مي خواهد كه از اين انقلاب الهام گرفته است. در اين شكي نيست. منتهي مي‌دانيم اگر اين سينما بخواهد اين پيام را هم برساند، لازم است كه يك جاذبه‌اي داشته باشد. اگر چنانچه بهترين مضامين در يك شعر بد ريخته شود، اثر مطلوب را نخواهد داشت؛ اما مضمون در درجه اول است. منتهي مضمون خوب، بدون تكنيك خوب شعري، فايده اي ندارد.

 

فيلم خوب و فيلم بد

اگر ما «بايد»هاي فيلم را بدانيم، «نبايد»ها براي ما روشن مي‌شود. و در مورد «نبايد»ها مي‌توانم همين اندازه بگويم هر چيزي كه ضدارزش‌هاي سينماي فارسي گذشته را احيا كند يا تشديد كند، يكي از نبايدهاست. هر فيلمي كه به معارضه با ارزش‌هاي اسلامي برخيزد، يك فيلم بد به حساب مي‌آيد. پس معارضه با ارزش‌هاي اسلامي، فطرت سالم انساني و ارزش‌هايي كه براي مردم و تكامل آنها مفيد و لازم است، از منفي ترين خصوصيات يك سينماست و چنين سينمايي را ما قبول نداريم. از اينها كه بگذرد ما به هر فيلمي يك نمره موافق مي‌دهيم؛ منتهي نگاه مي كنيم كه در چه مرحله‌اي قرار دارد، نمره را با آن حساب مي كنيم.

 

براي آينده بهتر

مهمتر از همه مسايل، ميدان دادن به عناصر جوان و جديد و انقلابي و كساني كه فكر مي كنند انقلاب، قدرت اين را پيدا كرده است كه حتي سينما را هم متحول كند. اين‌ها ميدان پيدا كنند و بيايند تا ما آينده بهتري داشته باشيم.

 

نقش دولت

دولت بايد در مسايل مربوط به سينما حضور فعال داشته باشد. اين به معناي چند چيز است؛ اول به معناي تشويق حقيقي هنرمند انقلابي است؛ كمك كند و امكانات در اختيارش بگذارد. براي آموزش او از هر امكان مفيدي استفاده كند. براي رشدش صحنه را از عناصري كه مانع رشد او مي شوند خالي كند. همچنين در مقابل آن كساني كه از فيلم و سينما ابزاري عليه جمهوري اسلامي مي‌توانند بسازند، هوشمندانه برخورد كند و مانع شود و نگذارد. اين نمي‌شود كه ما سينما را بدهيم دست كساني كه با انقلاب آشتي نيستند. يعني ايمان عمومي مردم كه برايش حاضرند جانشان را فدا كنند و انقلابي كه بر اساس مترقي ترين هدف‌ها در دنياي امروز شكل گرفته، اختيار بخش عظيم و برجسته‌اي از تغذيه فرهنگي مردمش را به دست كساني بدهند كه اين ايده‌آل‌ها را قبول ندارند. اين مردم و اين انقلاب را قبول ندارند. دولت بايستي در اين زمينه حضور داشته باشد. البته اين بدين معني نيست كه همه سرمايه‌گذاري‌هاي سينما را بايد دولت كند.

 

فيلم ايراني يا فيلم خارجي

ما با فيلم خارجي خوب مخالفتي نداريم؛ هرچه فيلم خارجي خوب هست بياوريد؛ اشكالي ندارد. اما فيلم خارجي خوب چقدر هست؟ «خوب» با معيارهاي انقلاب چقدر داريد؟ آن فيلمي كه در آن بدآموزي نباشد و از نظر محتوا و ارزش‌هاي اسلامي فيلمي باشد كه قابل قبول باشد، چقدر در اختيار شماست؟ هر چقدر داريد بياوريد و مطرح كنيد و نشان بدهيد! اما بدانيد كه اگر همه فيلم‌هاي خوب آنچناني را بياوريد باز شما خلائي خواهيد داشت كه بايد آن خلاء را با فيلم ايراني پر كنيد. در مورد فيلم ايراني ايده‌آل‌هايمان، يعني مطلوب ايده‌آل‌هايمان را در حد بالاتر قرار بدهيم. البته با توجه به واقعيت‌هايي كه وجود دارد توقعات كنوني را كم كنيم. يعني فيلم ايراني كه محتواي خوب و مطلوبي دارد و لو تكنيك ضعيفي هم دارد، ما اين را رد نكنيم.

 

براي رشد سينما

اگر مي‌خواهيد سينما رشد كند بايد دو چيز را در نظر بگيريد: يكي ميدان دادن به عناصر با استعداد و نسبت به كشور و انقلاب حقيقتا خودي، و نه غريبه؛ دوم ايجاد يك تحول؛ بيننده را سوق بدهيد در فيلم يك هنر حقيقي را دنبال كند و دنبال يك پيام حقيقي و دلنشين بگردد. اگر اين كار انجام گرفت، تحول حقيقي در سينما انجام شده است. سينما متعلق به تماشاگر است و شكي نيست كه نمي تواند خودش را از تماشاچي جدا و منقطع كند. اما ضمنا نبايد فراموش كرد كه نقش هدايتگر هم دارد؛ مثل همه كساني كه مستمعي دارند و وجودشان براي مستمع است. پس نمي توانند نظر مستمع را نديده بگيرند. اما فلسفه وجود آنها هدايت مستمع است. بين اين دو يك، خط مستقيم وجود دارد كه مي توان با ظرافت آن خط را تعقيب كرد.

 

هم محتوا و هم حاشيه محتوا

همه موضوعات مي‌تواند اسلامي و غير اسلامي باشد. حتي فيلم محمد(ص)؛ يعني شرح زندگي پيغمبر مي‌تواند جوري ساخته شود كه ضداسلامي باشد. پس نام فيلم محمد(ص) و نقش اول داشتن محمد(ص) در يك فيلم هرگز به معناي اسلامي بودن آن نيست. همه موضوعات مي‌توانند اسلامي روايت شوند. ما در مورد اسلامي بودن يك فيلم دو چيز را مي‌خواهيم؛ يكي اينكه ارزش‌هايي كه فيلم تلقين مي‌كند اسلامي باشد. ارزش‌هاي اسلامي يك عرض عريضي دارد. البته تعليم دادن نماز از ارزش‌هاي اسلامي است، اما تعليم دادن راستي و درستكاري و شجاعت و مقاومت هم از جمله ارزش‌هاي اسلامي است. پس هر چيزي كه اين ارزش‌ها را آموزش دهد در حقيقت يك محتواي اسلامي را آموزش داده است. جهت دوم اينكه فيلم با نمودارها و نمادهاي غيراسلامي همراه نباشد. گاهي فيلمي نماز خواندن را نشان مي دهد، ولي بازيگران فيلم با رفتارشان و با وضع نامناسب نگاهشان يك ضدارزش اسلامي را در حقيقت متجلي مي‌كنند. اين نكته هم قدر نكته اول اهميت دارد. يعني محتوا و حاشيه محتوا هر دو بايد اسلامي باشد.

 

جشنواره سينمايي مطلوب

جشنواره‌ها مي‌توانند خيلي خوب باشند. البته بيشتر تابع اين است كه چه ارزش‌هايي را بر اين جشنواره حاكم كنيد و چگونه آن را اداره كنيد. اما مي‌تواند خيلي خوب باشد. اگر در اين جشنواره‌ها راهي بيابيم براي تشويق هنرمندان مستعد، يا راهي پيدا كنيم براي همكاري و تكميل اطلاعات يكديگر به وسيله هنرمندان ايراني، يا وسيله‌اي پيدا كنيم براي آموختن شگردهاي فيلمسازي به عناصر علاقمند و تازه‌كار و جوان، يا مطرح كردن و معرفي كردن عناصري كه مي‌توان به آنها تكيه كرد خيلي خوب است. اگر چنانچه چنين آثاري داشته باشد، اين جشنواره طبعا نتايج خوب خودش را داشته و به نظر من مفيد بوده است. در برخورد با اداره اين جشنواره‌ها، بي شك بايد هوشمندانه عمل كرد. يعني گاهي ممكن است يك نفر را بخواهيم در همين جشنواره چهره كنيم و معروف كنيم كه اصلا -بر طبق معيارهاي جمهوري اسلامي- جايز نباشد.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.